تبليغاتX
ققنوس
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
هروله ميان آرمان و واقعيت

جنبش عدالتخواهي دانشجويي و چالشهاي پيش رو

  • جنبش عدالتخواهي دانشجويي متكي به انديشه ناب اسلامي تقريبا پس از ايام دفاع مقدس در مواجه با نوسازي ليبرال در محيط هاي دانشگاهي و جريان هاي موثر اجتماعي پديدار گشت و از آن روزها براي رسيدن به پايداري انديشه و تقويت سرمايه اجتماعي خود تلاش وافري نمود كه اين امر باعث شكل گيري تشكل هاي جديدي مانند جامعه اسلامي دانشجويان ، بسيج دانشجويي و دانشجويان حزب الله  در دانشگاه ها گرديد .

 تشكل هاي نوظهور در واقع واكنشي بودند به التقاط چپ اسلامي در دانشگاه و تحركات شبه ليبرالي در حاكميت  كه مرزبندي خود را با تشكل سنتي دانشگاه پس از انقلاب مشخص كرد . بنابراين آنها در دو حوزه درون و بيرون دانشگاه به فعاليت پرداخته و با تشديد تحركات مذهبي و اجتماعي جايگاه خود را در هر دو سطح تثبيت نمودند.

پس از فروكش نمودن امواج چپ نمايان مذهبي در دانشگاه و طي يك دوره خاموشي و خمودي پديده عجيب جنبش راست در بدنه دانشگاه پس از روي كار آمدن سيد محمد خاتمي بوجود آمد و مباحثي چون آزادي ، دمكراسي، جامعه مدني ، حقوق اقليتها و... به گفتمان كساني تبديل شد كه تا چندي پيش بر نبرد هميشگي با  آمريكا و جنگ با كاخ نشينان تاكيد مي‌كردند . جنبش عدالتخواه اسلامي پس از گذار از شوك رواني تحولات جديد به بازيابي خود در همه سطوح پرداخته و توانست با استفاده از فضاي تندروي جاهلانه چپ هاي راست شده و اقدامات ضد مذهبي آنان به بسيج گسترده نيروها و تقابل فكري با سئوال هاي جديد جامعه فكري بپردازد.

هر چه از عمر دولت اصلاحات مي‌گذشت افراطيون جنبش راست كه به دليل شدت تندروي خسته و منزوي مي‌شدند بر پويايي و تكامل فكري جريانهاي عدالتخواه اسلامي افزوده مي‌شد و خاموش شدن هيجانات كور سبب گرديد استحكام انديشه اسلامي بر همگان هويدا گردد و عملا به گفتمان اصلي فضاي فكري جامعه تبديل گردد.

  • پس از سوم تير و روي كار آمدن دولت عدالتخواه محمود احمدي نژاد  آرماني ترين شعارها و مطالبات در صدر برنامه ها قرار گرفت . با اين وضعيت قاعدتا بايد جنبش به نهاد تبديل مي‌شد و شرايط براي تاثيرگذاري جريانهاي عدالتخواه چه در عرصه دانشگاه و چه در عرصه اجتماع بوجود مي‌آمد و آنان مطالبات خود را در مسندي ديگر تجربه مي‌كردند.

از منظر علوم اجتماعي غربي جنبشها پديده هايي هستند كه در اثر نقصان در روند نوسازي پديدار مي‌شوند با اين تعريف  پس از سوم تير سخن گفتن از جنبش " حرف مفت " محسوب مي‌شد و عملا نبايد شاهد وجود چنين جريانهايي باشيم زيرا اين حركتها اعتراضي بود به وضعيت موجود و زماني هم كه اين آرمانها با استقبال مردم مواجه شده و سكان هدايت سيستم اجرايي به اين انديشه سپرده شده است چه جايي براي اعتراض باقي مي‌ماند.

اين چنين بود كه عملا بعد از سوم تير جنبش عدالتخواه دانشجويي در وضعيت پيچيده قرار گرفت آنها نمي‌دانستند بايد به همياري و تاييد عملكرد دولت  بپردازد يا نقد فعالانه آن را برگزيند . هروله بين آرمانخواهي و واقعيت گرايي شايد بهترين عنواني باشد كه ميتوان براي اين شرايط در نظر گرفت. براي خروج از اين بحران فرمولي تعبيه شد كه وظيفه جنبش عداللتخواهي دانشجويي را پاسداري مطلق از آرمانها و بي توجهي به واقعيات مي‌دانست. اين فرمول گر چه به ظاهر ساده و قابل پذيرش به نظر ميرسيد اما در عمل با چالشهايي مواجه بود؟!

  • آرمان چيست ؟ مرجع تعيين كننده آرمانها چه كسي است؟ چه زماني يك آرمان از حيث انتفاع خارج مي‌شود؟ آيا آرمانها هميشه ثابت هستند و يا با تغيير شرايط دگرگون مي‌شود؟

اين چالشها و سئوالات پاسخ داده نشده عملا جنبش را به دسته هاي گوناگوني تبديل كرد . حامي دولت _ منتقد دولت و نقد درون گفتماني از نشانه هاي اين وضعيت به شمار مي آيند.  براي روشنتر شدن موضوع و تبيين اين شرايط به ذكر مثالي در اين باره مي‌پردازم: در حالي كه امسال از سوي مقام معظم رهبري انسجام اسلامي ناميده شده و مي‌بايست بر اساس اين نگرش نزديكي به كشورهاي اسلامي در دستور كار دولت و سياستگذاران سياست خارجي قرار مي‌گرفت . اما با كمال تعجب واكنش جنبش عدالتخواه دانشجويي به اين حركت چيزي جز اعتراض و فحاشي به كارگزاران سياست خارجي نبود. در اينجا اين سئوال بوجود مي‌آيد كه اگر مبنا و مرجعيت فكري و سياسي همه مدعيان عدالتخواهي اسلامي ولايت فقيه و شخص آيت ا... خامنه اي است پس چرا بايد به مجريان سياست هاي اعلامي ايشان اعتراض كرد. پاسخ اين سئوال را بايد در آنجا يافت كه جرياني خواسته يا ناخواسته مرجعيت سياسي خود را از ولايت فقيه بيرون برده اند. آنها يا مدعي انديشه خودبنياد شده يا بنيان آن را بر پايه انديشه كساني ديگر مانند دكتر افروغ نهادند.

وقتي اين چالش اوج گرفت و اين جريانها خود را با بحران مشروعيت درگير ديدند با مطرح كردن اين سئوال_ در ديدار با رهبري  _ كه آيا مخالفت با بعضي ديدگاههاي ولي فقيه  ضديت با ايشان محسوب مي‌شود، سعي نمودند چاره اي براي اين مشكل پيدا كنند .

پاسخ رهبري مشخص بود .خير ! اما اين چالش همين جا خاتمه نيافت زيرا پذيرش داشتن ديدگاه متفاوت از ولي فقيه  به معناي خروج از مرجعيت سياسي وي تلقي مي‌شود و اين براي كساني كه بنيان انديشه سياسي خود را ولايت فقيه مي‌دانند معناي ديگري پيدا ميكند.

اين قبيل تنازعات را در بسياري از مسايل داخلي و خارجي مي ‌توان به روشني مشاهده نمود كه از مجال اين مفال خارج است اما براي خروج از اين وضعيت چه بايد كرد؟

  • به نظر مي‌رسد بزرگتري چالش جنبش ضعف مفرط تئوريك مي‌باشد كه توانايي جنبش را براي‌هدايت جريانهاي عدالتخواه پس از سوم تير به شدت كاهش داده است؟ از آنجايي كه جنبش الگوي خود را براساس الگوهاي مدرن در غرب بنيان نهاده ، خود را براي وضعيت اثباتي تعريف نكرده  است . بنابراين با اين شرايط  توانايي" نخپه پروري سياسي " و تلاش براي ارايه الگوي توسعه ايراني بر اساس مبني عدالتخواهي اسلامي را ندارد. جنبش بايد درك كند كه مفاسد اقتصادي و چاشهاي امروز جامعه ايران معلول انديشه ها و سيسيتم هايي كه در صد سال اخير بر كشور حاكم شده است و مبارزه با رانت خواريها، اشرافيت دولتي و... به تنهايي براي رسيدن به جامعه مطلوب كافي نيست.!

تا زماني كه ما نتوانيم يك الگوي مشخص براي نظام آموزشي ، اداري ،اقتصادي و... براساس مباني عدالتخواهي اسلامي ارايه كنيم ، نميتوانيم در عرصه اصلاحگري ديني قدمي در پيش گذاريم .

از سوي ديگر براي پيمودن طريق عدالت علوي بايد ره توشه اي معنوي براي اين مسير پر پيچ و خم  خطرناك برداشت و درگير شدن در منازعات سطحي روزمره نبايد ما را دچار عاداتي كند كه مسير معنوي اين راه را فراموش نماييم.

در پايان بايد متذكر شد كه براي رسيدن به نقطه مطلوب نيازمند همدلي و انسجام همه نيروهاي عدالتخواه متعهد كشور هستيم و نقطه آغاز آن بايد همدلي رسانه هاي همسو باشد

|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 11:38 | 
درباره نوسازي و حواشي آن
اين چند روز همه جا بحث نوسازي و جنجالهاي آن است و من ناگفته هاي بسياري در اين باره دارم كه يك زماني براي ثبت در تاريخ بيان خواهم كرد و اكنون به بعضي از محارم راز گفته ام اما چند نكته يپرامون اين مسايل وجود دارد كه دوست دارم در اين باره سخن بگويم تا بعد ببينيم خدا چه ميخواهد
1_ من دستگيري هيچ جوان اهل رسانه و فعاليت فرهنگي و اجتماعي را به صلاح نظام جمهوري اسلامي نميدانم چه برسد زنداني كردن آنهم در زندان اوين . اين جوانها همه فرزندان ايران و نظامند و نظام بايد با آنها رفتار پدرانه داشته باشد و با عطوفت و تسامح با اشتباهات آنها برخورد كند. به نظرم ميشود با بزرگواري برخي اشتباهات را نديده گرفت و جوانهاي تازه به ميدان آمده را منزوي و گوشه نشين نكرد .
فارغ از همه مسايل پيدا و پنهان اين ماجرا حسين نوبختي مدير مسئول سايت نوسازي از فرزندان باهوش و با استعداد همين مملكت است كه اگر درست هدايت شود ميتواند موفقيتهاي بزرگي را در عرصه رسانه رقم زند واين سرمايه كشور است و نبايد با آن اينگونه رفتار كرد
2_  من  جدا  با  ادبيات  و نحوه  بيان آن مطلب جنجالي مخالفم و اين را يك حركت ماكياولي غير اخلاقي براي بيان نظرات ميدانم اما سكوت و محافظه كاري رسانه اي در برابر مفاسد اقتصادي را خيانت به افكار عمومي ميدانم
|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:1 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar