| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
روزنامه همشهری یا رادیو اسراییل
روزنامه همشهری رسانه ای اجتماعی است که کارکرد آن حوزه مسایل شهری است این روند حتی در دوران عطریانفر و محمد قوچانی حفظ شد و میراث داران این روزنامه همگی سعی کردند بازیهای سیاسی خود را حتی المقدور وارد اینجا نکنند اما به نظر می رسد کوتوله های وامانده از قدرت که تا دیروز توی وزارت ارشاد سربازی میکردند چنان عنان از کف داده اند که گوی سبقت را در حمله به دولت از رادیو اسراییل هم ربوده اند فقط کافی است به تییترهای همین هفته روزنامه همشهری نگاه کنید قضاوت ساده ای خواهد بود اما نکته دوم ما هرچی دلیل نصب این همه تابلو با تصاویر حضرت آقا در سطح شهر بدون هیچ علت خاصی را از این آقایون پرسیدیم جواب قانع کننده ای نشنیدیم من دلیل این همه تابلو با سخنانی درباره زیباسازی نفهمیدم و فکر میکنم این یک توطئه است تا تبلیغ حضرت آقا . متاسفانه این آقایان همه کارهاشون به یک جایی وصل میکنند که دهن ما جماعت مطیع ولایت ببندند این کار را هم به همانجا وصل کردند این نوشتم تا یکی این قضییه تمامش کند
|+| نوشته شده توسط وحید شاکری در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 14:19 |
بی ریشه _ کوتوله_ کروبی
براستی مراد از واژگان بی ریشه و کوتوله چیست و آیا باید بواسطه بیان آن توسط آقای کد۱۸ و کروبی باید آن را در چارچوب فحاشی های سیاسی ارزیابی کنیم یا به بررسی لایه های زیرین این مفاهیم بپردازیم؟ مسئول بی ریشه در نظام جمهوری اسلامی به چه کسانی اطلاق میشود؟ به نظرم می شود به این تعریف کلی رسید ، کسانی که در سوابق و زندگی شخصییشان عمل و فعل سیاسی و مبارزاتی وجود نداشته باشد و اکنون بر مسندی سیاسی تکیه زده باشد بی ریشه سیاسی به شمار می روند . یعنی اگر مقتضای سنی وی به دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی می رسد یا برای حضور در عرصه جنگ تحمیلی ۸ ساله توانایی دفاع و مبارزه را داشته در آن زمان کجا بوده و به چه فعالیتی اشتغال داشته واگر از این عرصه ها دور بوده چرا حاضر به پرداخت هزینه برای آرمانهای انقلاب نبوده است. این افراد اگر چه امکان دارد آدمهای خوبی باشند ـ مانند جناب آقای حمزه شکیب عضو محترم شورای شهر تهران که کل این دوران را در خارج از کشور به تحصیل و فعالیت تخصصی خود اشتغال داشته اندـ اما باید از آنها در اموری که تخصص دارند استفاده نمود و نشاندن اینها در مشاغل حساس سیاسی اشتباه بزرگی است. و اما کوتوله ها: کوتوله ها اما وضعیتی دگر دارند، اینها شاید سوابق فداکاری و ایثارگری هم داشته باشند و خدماتی را نیز به انقلاب و کشور کرده باشند ولی امروز جایگاهی را طلب میکنند که لیاقت و شایستگی انجام آن کار را ندارند و در صورت رسیدن به آن جایگاه نه تنها خدمتی را عرضه نمیکنند بلکه موجب زیان و خساراتی هم میشوند به نظر می رسد در مقطعی بنا به یکسری مصلحتها نظام به این افراد فضا برای جولان و ظهور وبروز داد که امروز نتیجه آن را میبینیم مانند آقای ب که تا دیروز در هیات مسئله شرعی میگفت و یکباره به نیابت شورای شهر رسید و با خودخواههیها و قدرت طلبی اش چه زیانها که نرساند و نمی رساند افزایش تعداد کوتوله ها و بی ریشه ها برای هر نظام سیاسی خطر آفرین است و نظام را با چالشهای مصنوعی بزرگی در آینده مواجه میسازد و باید با تدبیر و برنامه ریزی آنها در فضای سیاسی کشور محدود،منزوی و در نهایت حذف نمود. اما آیا این سخنان به معنای مهر تاییدی بر حرفهای شیخ مهدی کروبی و آقای کد۱۸ است؟ قطعا خیر! معنی سخنان این حضرات این است که ما و دوستانمون و فرزندان و خویشاوندان دوستامون تا ابد حق حاکمیت و مدیریت بر کشور را دارند و کسی جزء اینها حق و شایستگی این کار را نداشته و همه ۷۰ میلیون ایرانی به غیر از این دو سه هزار نفر کوتوله تشریف دارند. این در حالی است که کشور با وجود انبوه جوانان نخبه نیازی به پخمگان چسبیده به نظام بروکراسی کشور را که بواسطه حضور در حوادث انقلاب یا خویشاوندی سالاری حاکم ،بر عرصه های مدیریتی کشور تکیه زده اند را ندارد و این مدعیان پرسخن میان تهی هیاهوگر را باید به تمیز نقد عملکرد رسوا نمود. و اما وِیژگیهای کوتولها: ۱ـ از افراد نخبه مِی ترسند و معمولا دوست دارند با افراد متوسط به پایین کار کنند. ۲ـ مدیریت ایستایی دارند و سعی مِیکنند فعالیت خاصی انجام ندهند که مورد نقد و بررسی قرار گیرند ۳ـ به شدت محافظه کارند و از ورود نیروهای تازه نفس عرصه های مدیریتی هراس دارند ۴ـ بیشتر زمان کاری و توان خود را به لابی کردن برای حفظ یا ارتقاء جایگاه خود میپردازند ۵ـ کوتوله ها معمولا فهم درستی از مبانی و جوهر انقلاب اسلامی ندارند هر چند در ابتدا خود را همراه و یاور آن میدانند اما با مرور زمان با این اندیشه ها زاویه پیدا کرده و کم کم به منتقدین ، مخالفین و معاندین نظام میپیوندند در این باره گفتنی بسیار است که ان شاء الله در آینده به آن میپردازم |+| نوشته شده توسط وحید شاکری در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:1 |
|
درباره وبلاگ
مست از عطش بریخت زکف،مشت آب و گفت:
ما بی پیاله عکس رخ یار دیده ایم منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آرشيو موضوعی
گفتگو با دکتر شهریار زرشناساوباما می آید در جستجوی شیخوخیت از دست رفته معمای پالیزدار/چه کسی پروژه همدان را کلید زد هروله میان آرمان و واقعیت نامه اي براي آقاي طلايي اندر احوالات میرزا باقر سپورچی رضی ا...عنه پيوندها
ریاست جمهوریمرکز اسناد انقلاب اسلامی رجانیوز فارس نیوز شبكه ايران مسعود ده نمکی زير چشمي مصطفی زرقونی درد بحر ربذه جان فدا محمد تورنگ رضا جعفری شاعر حاجی بیم موج حامد طالبی کامران نجف زاده احمدی نژاد عبدالجبار کاکایی فردا تابناک وحید خاوِی بلاگفا حسین پناهی احمد کارگر میثم رشیدی صدرا قاضی رفیق شفیق پسر سرشار هنر جنگ زندانی سکوت حسن روزی طلب جوانفکر دادگاه رسمی خدایی در این نزدیکی سکوت عین زوال است کنایه جنیوس سياه مشق دارالمجانين پاسداران رنجبران مصائب احمدي نژاد گیومه مشق شب شوخ و شنگ ساحل تقی دژاکام حکومت مجتهدان قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |